| |
|
دوشنبه 2 مهر 1386 |
|
دهان باز کن |
ای کاش در این ماه مبارک همه وجودمان دهان شود و با همه وجود در این مهمانی بی نظیر از نعمات الهی روزی خوریم. هنوز حدود بیست روز دیگر وقت باقی است و من مطمن هستم که در این بیست روز کافی است تنها یک لحظه به خودم آیم و از ماسوی الله غافل شوم چون میدانم راه رسیدن به خدا بسیار کوتاه است که حضرت فرمود و ان الراحل الیک قریب المسافه. کافی است تا خدا را اراده کنم مابقی راه واضح است: من اراد الله بدا بکم کسی که خدا را اراده کند از شما آغاز میکند. گیر کارمون تو مقدمه است ، و الا عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد؟ خدایا دردی به من عطا کن که درمانش خودت باشی.
خوش آمد گل ، وزآن خوش تر نباشد که در دستت به جز ساغر نباشد
زمان خوش دلـی دریـاب و در یـاب که دایم در صدف گوهر نباشد
غنیمت دان و می خور در گلستان که گل تا هفته ای دیگر نباشد |
|
| |
|
دوشنبه 26 شهریور 1386 |
|
میهمان غریبه |
نمیدونم تا حالا خونه یه نفر که زیاد باهاش خودمونی نیستی و تو حدودی با هم غریبه هستید مهمونی رفتی یا نه؟ فرض کن خادم در را باز کرده و تو در خانه نشستی! تا صاحبخانه را نبینی احساس آرامش نمیکنی! بیشتر آدم فکر میکنه دزده تا مهمون |
|